شب تنهایی



post

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم عاشقم جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم لبخند تلخی زدی!

از دلتنگیت اشک ریختم چشمای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است وتو مرا درک کنی؟

صدای فریاد هایم را همه شنیدند جز اونیکه بای میشنید!

اشک هایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساختم تبدیل به قفسی شده که نا ابد در اینجه گرفتارم!

 

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا!

فکر میکند که این عشق مثل عشق های دیگر این دوره زمونه خیالیست!

حالا کلا آموخته ام که کلام دوستت دارم را به زبان نیاورم!

دیگر اشک نریزم و درون خود بسوزم!

اگر دلتنگ شدم با تنهایی درد و دل کنم اگر مردم نگویم از عشق تومردم!

اما رفتن محال استعشق که آمد دیگر رفتنی نیست.جنون که آمد

عقل در زندگی حاکم نیست!

آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم تا ابدبه عشقت زندگی میکنم تا بمیرم!

گر چه شاید مرا به فراموشی بسپاری اما...

عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست♥♥♥


چهارشنبه 03 مهر 1392 | ارسال نظر(0)

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران