شب تنهایی



post

 

    بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی...

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی

شاکی بشی ولی شکایت نکنی

گریه کنی ولی نزاری اشکات پیدا شن

خیلی چیزارو ببینی ندیدش بگیری

خیلیا دلتو بشکنن وتوفقط سکوت کنی

 

 

دوشنبه 08 مهر 1392 | ارسال نظر(1)

 
post

وقتی تو حرف هایم رانمی خوانی

چه تفاوتی دارد

که حرف دلم را بنویسم 

یا از بغل دستیم کپی کنم؟؟؟؟

دوشنبه 08 مهر 1392 | ارسال نظر(2)

 
باور

 

همیشه مهم تو بودی

اگه غروری بود برای تو بود...

اگه احساسی بود

بازم 

برای تو بود...

ومن قانع به یه نگاهت بودم

نگاهی که همیشه

یه چیزی شبیه غم غریب

یاغروب پاییزی توش بود

یه حسی بهم میگفت

باهات نمی مونه

دل به کلمات عاشقانت بسپارم

یااز کارای نامهربونت دلگیربشم

میبینی

هنوز برنده این بازی تویی

وهنوز دل من نمیخواد

مرگ عاطفه ها رو باور کنه

 

دوشنبه 08 مهر 1392 | ارسال نظر(0)

 
post

همدم تنهایی شب های من

اشک است وبس

مرهم زخم دل تنهای من

اشک است وبس

نمیبینی غمی اندر نگاه خسته ام

آنچه میشوید غم از چشمان من

اشک است وبس

 

 

دوشنبه 08 مهر 1392 | ارسال نظر(0)

 
post

از حساب کتاب بازار عشق

هیچگاه سر رد نیاوردم

وهنوز

نمی دانم چگونه می شود

 

هربار که توبی دلیل ترکم میکنی

من بدهکار میشوم

 

 

جمعه 05 مهر 1392 | ارسال نظر(1)

 
post

دلم گرفته در فصل انتظار

پاییز

فصل عشق

دنیای عاشقانه ما

هنوز عاشقتم

به تو خواهم رسید

شاید هنوز نمیدانی

او دیگر مال من نبود

ای کاش.......

از تو نفس بگیرم

عشقمی

دوست دارم

 

 

پنج‌شنبه 04 مهر 1392 | ارسال نظر(0)

 
post

همچون ساعت شنی شده ام

که نفس های اخرش  را میزند

والتماس میکند

که یکی پیداشود و برش گرداند

من هم...

نه!!

لطفابرم نگردانید!

بگذارید تمام شوم

پنج‌شنبه 04 مهر 1392 | ارسال نظر(0)

 
post

جدایی درد بی درمان عشق است

جدایی حرف بی پایان عشق است

جدایی قصه های تلخ دارد

جدایی ناله های سخت دارد

جدایی شاه بی پایان عشق است

جدایی راز بی پایان عشق است

جدایی گریه و فریاد دارد

جدایی

مرگ دارد درد دارد

خدایا دور کن درد جدایی

که بیزارم دگر از آشنایی

چهارشنبه 03 مهر 1392 | ارسال نظر(0)

 
post

هر صدا و هر سکوتی اونو یاد من میاره

میشکنه بغض ترانه اشک رو گونه هام میباره

از همون نگاه اول آرزوی آخرم شد

حس خوب داشتن اون

عاشقونه باورم شد

دلمو از قلم انداخت

اون که صاحب دلم بود

منو دوس داشت

ولی انگار..

اندازش یه ذره کم بود

 

 

چهارشنبه 03 مهر 1392 | ارسال نظر(1)

 
تعلق

 

تعلق که نداشته باشی
به جایی... به کسی...به چیزی...
تمام شدنت
راحت تر از
آنی
میشو
د

که گمان میبردی

چهارشنبه 03 مهر 1392 | ارسال نظر(0)

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران